تبلیغات
روزگار نو
 
روزگار نو
چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم، هر چه باشد، حتی زندگی... (ارنستو چگوارا)
                                                        
درباره وبلاگ

وقتی روزگار شما را در تنگنا قرار می دهد و نمی توانید راه گریزی پیدا کنید، یادتان باشد که در ورای تیره ترین ابرها آسمانی آبی به انتظارتان نشسته است.
*=*=*=*=*=*=*
نه تو مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند...
به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز...

مدیر وبلاگ : admin
من در فیسبوک
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 19 مهر 1393 :: نویسنده : admin

پای لپ‌تاپ نشسته بودم و داشتم کارای مربوط به طراحیِ یه آگهی واسه رو جلد یه مجله رو انجام می دادم. دلم هوای صدای ناصر عبداللهی رو کرد. همین‌طور که مشغول کارم بودم، آلبوم دوستت دارم رو دانلود کردم.

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

راهی نروم که بی راه باشد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را...

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

همه چیز روبه‌راه و بر وفق مراد است و خوب

تنها... تنها دلِ ما دل نیست... آره...

 

«خطی ننویسم که آزار دهد کسی را»... راستش مهمترین دلیلی که باعث شده این چند وقت ننویسم همین بوده... این وبلاگ رو سال 87 ساختم تا از زندگیم و اتفاقاتش بنویسم. بنویسم و با چنتا دوست جمع شیم دور هم و از خوندن وبلاگ‌های همدیگه لذت ببریم... الان چند وقته که دیگه مثل قبل نیست... نمی‌دونم کسی اینجا رو می‌خونه یا نه؟ اما دیگه اینجا واسه من مثل قبل نیست... دیگه حس و حال «دستنوشته‌های مهندس MJ» رو نداره اینجا... حال و هوای «روزگار نو» رو هم نداره... اینجا فقط یه خونه‌ی خالیه... خونه‌ای که می‌دونم اگه بخوام دوباره مثل قبل بسازمش و همون حال و هوا رو توش ایجاد کنم، ممکنه «نوشته‌هام آزار دهد کسی را...»

تصمیم گرفتم دیگه ننویسم... مطمئنا دیگه اینجا نمی‌نویسم... جای دیگه رو نمی‌دونم... ممکنه بنویسم و از نو شروع کنم به پیدا کردن دوستای جدید، ممکن هم هست که نه...

دوستای خوبی پیدا کردم... دوستای عزیزی پیدا کردم... اما... باید رفت از اینجا...

 

خدا نگهدار...





نوع مطلب : دستنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 15 تیر 1393 :: نویسنده : admin

این‌که من روزه می‌گیرم به خودم مربوطه... این‌که تو روزه نمی‌گیری هم به خودت مربوطه... درست!

اما این‌که میای می‌شینی کنارِ من و مثل گاو شروع به خوردن می‌کنی، به من مربوط می‌شه همکارِ بی‌شعور‌ من! حالا من رو حسابِ حرمتِ همکار بودن چیزی بهت نمی‌گم و می‌ذارم به حساب شعور نداشته‌ت ولی میام این‌جا و بهت فحش می‌دم تا دلم خنک شه تو این ماه رمضونِ گرم!

(این فقط در موردِ من و همکارم نیست، در موردِ تمامِ کسایی که شرایط بالا رو تجربه کردن صدق می‌کنه)


امتحانای ترمِ یک رو دادیم رفت، مونده دوتا ارائه اجباری واسه دوتا از درس ها. درمورد یکی از موضوعاتی که انتخاب کردم تو اینترنت مطلب بدرد بخور و درست‌ودرمونی پیدا نکردم! از دوستانِ عزیزی که در مورد Network Intelligence (NI) اطلاعاتی دارن خواهشمندم بنده رو هم به سمت افراد دارای اطلاعات سوق بدن!


تو این روزای گرمِ تابستون بدون نوشیدنِ آب و چای فقط تو محل کار چُرت می‌زنم! اَی حالی می‌ده!


پارسال و سالِ قبل از آن (همان پیرارسالِ خودمان) در ماهِ مبارک میهمانِ ضیافتِ افطاریِ حسین بودیم. هرسال همه زوج بودند جُز من و خودِ حسین! امسال هم دعوت شده ایم! فقط حسینِ بنده خدا فرد مانده امسال! خدایش رحم کناد با برنامه هایی که برای امسالش مدِّنظر داریم!





نوع مطلب : دستنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 24 خرداد 1393 :: نویسنده : admin

1

 2

عذر می‌خواهیم که انقـــــــــــــــــــــــدر نبودیم!

راستش در این مدت اتفاقاتِ ریزودرشت زیادی در زندگی‌مان افتاد! اگر خلاصه‌وار بخواهیم عرض کنیم، رسماً از حالت مجرد به متأهل تغییر وضعیت دادیم! بعد هم در اولین حرکت، یک مسافرتِ خوب به مشهد داشتیم که بسیــــــــار به‌جا بود و شاید برکتِ آغازِ زندگیِ مشترک‌مان! بعد از آن قرار‌دادمان را با شرکت تمدید کردیم و رکورد افزایش حقوق را در شرکت‌مان شکستیم! و ...!


به همین زودی یک ترم گذشت و به ایام‌الله امتحانات پایان‌ترم رسیدیم! این ایام به چند دلیل کوفتمان شده است!

دلیل اول این‌که چند‌سالی می‌شود از درس و مشق و مدرسه و ... خلاص شده‌ایم، مقطع کارشناسی را بوسیده‌ایم گذاشته‌ایم کنار و به قول معروف پشتمان باد خورده!

برای مشکل اول راه‌حل داریم! خدا را صد‌هزار مرتبه شکر که به اندازه کافی انگیزه و مشوّق برای‌مان منظور داشته است!3 انگیزه اول و دوم و سوم و ... و (n-1)اُم‌مان تا حدود بسیار زیادی شخصی است! البته nاُمی هم تا حدودی شخصی است. اما چون می‌دانیم بسیار کنجکاوید که حداقل یکی از دلایل‌مان را بدانید، می‌گوییم! دوست داریم وقتی بچه‌مان در فرم‌های مدرسه خواست سطح تحصیلاتِ پدرش را بنویسد، به جای لیسانس حداقل بنویسد فوق لیسانس!4

دلیل دوم هم این‌که از شانسِ گندمان این ایام مقارن شده با ماهِ مبارکِ جامِ جهانی!

این مورد مشکلی‌ست لایَنحَل! هم‌زمانیِ مسابقاتِ جامِ‌جهانی با امتحانات‌مان را عرض می‌کنیم! سخت است که مسابقات در حال برگزاری باشند و ما پایِ درس باشیم! مثلا فردا‌شب که تیم ملی فرانسه بازی دارد، شبِ اولین امتحان‌مان است! روزِ امتحان‌مان ایران و نیجریه بازی دارند و ممکن است در راه باشیم و یا در حالتی خوش‌بینانه خسته راه بوده و یا از سرِ غفلتِ ناشی از خستگی در خوابِ ناز بسر ببریم! شاید برای شما آسان باشد، اما برای ما که هیچ‌یک از دیدارهای جام‌های جهانی را از دست نمی‌دادیم، مشاهده‌ی یک نیمه از دیدار بزریل-کرواسی و بازی هلند-اسپانیا از بین بازی‌های برگزار شده لکّه‌ی ننگی‌ست بس خفن!

دلیل دیگر‌مان این است که به دلیل امتحانات‌مان یک مسافرت خانوادگی تُپُل را از دست می‌دهیم! هرچند قرار است بعد از امتحانات و برای جبرانِ این قضیه یک مسافرتِ دونفره‌ی اساسی چاشنیِ زندگی‌مان کنیم! 


1- علت عصبانیت‌مان در ابتدای پست این‌ست که ما این پست را n بار نگاریدیم و هِی منهدم شد! (می‌دانیم نگاریدن غلط است و صحیحش نگاشتیم است! اما کاری که ما برای نوشتن این پست انجام دادیم همان است که عرض کردیم خدمتتان!!)

2- لبخندمان یعنی این‌که ما الان خوبیم خداراشکر و در شرایط مساعد به‌سر می‌بریم!

3- أِنّا جَعَلنا لَکَ مُشَوِّقٌ کَثیراً لَعَلَّکُم یَحلُلوُن همانا برای تو مشوق های زیادی قرار دادیم بلکه حالشو ببری!

4- این دلیل عینا یکی از انگیزه های یکی از همکلاسی‌هایمان برای ادامه تحصیل است!


پی نوشت1- چیست؟! تازه یاد گرفته‌ایم خب! چه چیزی را؟ همین "نیم فاصله" گذاشتن بین کلمات را دیگر! می‌دانیم شورش را درآورده‌ایم! ذوق کرده‌ایم خب!

پی نوشت2- چون خیلی وقت بود پست نگذاشته بودیم، گفتیم یک حرکتی بزنیم که یک‌وقت خدایی‌نکرده میهن‌بلاگ درِ دکّانِ‌مان را تخته نکند به خیالِ متروکه بودن!





نوع مطلب : دستنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 22 بهمن 1392 :: نویسنده : admin

خیلی ها نمی تونن حس و حال این سربازا رو درک کنن... شاید کسایی که سربازی نرفتن... یا کسایی که به قولِ سربازا تو هتل خدمت کردن...
حتی منی که خدمت سربازی سختی رو گذروندم... اما...
تمامِ سختی هایی که من تحمل کردم همراه با امنیت بود... سختی می کشیدم، اما میدونستم زنده می مونم...
تو برف و سرما بالاسرِ یه مشت سرباز بودم، اما می دونستم و می دونستیم این روزای سخت تموم میشه...
می دونستیم سالم بر می گردیم جایی که خانواده هامون منتظرمونن...

اما تو مناطق مرزی... جایی که هیچ امنیتی نداری... جایی که نمی دونی اگه سرِپست یه لحظه چشماتو ببندی چی میشه؟ جایی که هر لحظه احتمال میدی صدای تیری رو بشنوی و دیگه هیچی نشنوی... جایی که احتمال میدی هر آن تیزیِ لبه ی سر نیزه گردنتو ببوسه... باید مرد باشی! مرد!

برای مشاهده در ابعاد اصلی(مناسب برای کاورِ فیسبوک) روی تصویر کلیک کنید.




نوع مطلب : دستنوشته، 
برچسب ها : #FreeIranianSoldiers،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 17 بهمن 1392 :: نویسنده : admin
از اونجایی که هر رفتی یه اومدی داره، امروز چنتا مهمون مهم داشتیم!!
به جز یه ضد حالِ جزیی (که واسه خودم پیش اومد) خیلی روز خوبی بود، از همون صب که پاشدیم، تا وقتی مهمونا اومدن و حتی تا همین الان!

خدایا شکرت! 


در فیسبوک پیجی هست به نامِ "مرد باس". ویژگی های جالبی را در مورد آقایان می نویسد که اکثر قریب به اتفاقشان در مورد رفتارهایی ست که یک آقا در برابر همسرش باید انجام دهد! موارد جالبی را مطرح می کند.
وقتی دقت می فرماییم، ملاحظه می کنیم که بسیاری از این ویژگی های مثبت را خداوند به عنوان آپشن در ما تعبیه کرده است! کلی حال می نماییم با خودمان و به همسر آینده مان حسودیمان می شود بابت داشتنِ همسری به خوبیِ ما! هرچند ما نیز در آینده ای نزدیک خدا را شکر خواهیم کرد به خاطر حضور ایشان!

تصمیم گرفته ایم زین پس، هر از گاهی یکی از این مطالب را که به صورت عکس هستند در وبلاگمان منتشر نماییم، بلکه شما نیز آن ها را در برخورد با همسرانتان سرلوحه خود قرار دهید!

(برای مشاهده در ابعاد اصلی، روی عکس کلیک کنید)


تلنگر:




نوع مطلب : مَــــرد باس...، دستنوشته، فیسبوک، تلنگر، 
برچسب ها : تلنگر، مرد باس،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5